شهریار

برو ای یار که ترک تو ستمگر کردم

حیف از آن عمر که در پای تو من سر کردم

 عهد و پیمان تو با ما و وفا با دگران

 ساده دل من که قسم های تو باور کردم

 به خدا کافر اگر بود به ره آمده بود

 زان همه ناله که من پیش تو کافر کردم

 تو شدی همسر اغیار و من از یار و دیار

 گشتم آواره و ترک سر و همسر کردم

 در غمت داغ پدر دیدم و چون در یتیم

 اشک ریزان هوس دامن مادر کردم...

 

/ 0 نظر / 17 بازدید